دوستان صمیمی ام مال زمانی هستن که خط فکری نداشتیم . واسه همین خط فکری هامون شبیه هم نیست. شاید شباهت هایی باشه اما تفاوت ها خیلی بیشتره
رضا میگه یه طورهایی رفقای بچه محل هستید
سهیلا میگه واسه همینه که جذب هم میشیم
سعیده و پروژه هایش رو که میشناسید ! آ رو هم که معرفی کردم خدمتتون . امشب میخوام واسه نویده بنویسم
دختر مدرسه ای که بودیم با همه فرق داشت. از همه زودتر با موچین آشنا شده بود! چادری بود و هست. تنگ ترین و کوتاه ترین مانتو مدرسه مال نویده بود. با قد بلندی که داشت , هیچ سعی نمیکرد که به چشم بیاد اما میومد و سعی نمی کرد زیبا باشه اما زیبا بود ! لا مذهب !
همون موقع هم دنیایش متفاوت بود . سال سوم بودیم که خیلی اتفاقی دیوار بینمون ریخت و شناختمش . نویده اون تک فرزند لوس و نازپرورده ای نبود که صبح ها تا آب هویج و ماست و خیارش ( به قول خودش خیار ماست ) رو نمی خورد نمی اومد مدرسه ولو اینکه سهیلا و سعیده سبز شده باشند !
نویده بدل شد به یکی از قویترین و مصمم ترین زنهایی که می شناختم و می شناسم
خلاصه سالها پشت سر هم گذشتند و عدد سن رفاقتمون رسید به یازده سال ! اما هیچ اتفاق نظر و گشایشی رخ نداد !!
اهل بحث نبود و نیست . واسه همین یک جمله میگه و نظرش رو بیان می کنه بدون عنوان کردن دلیلش !
حالا تو هی سرت رو بکوب به دیوار ! هی خودت رو بزن ! هی بالا و پایین برو ... فقط نگاهت میکنه و میخنده
این شکلی هم میخنده !
دیگه نمیخواد حرف بزنه . حرفش رو یک بار میزنه دختر آبان ماه , لامذهب !
این روزها که قهوه ای تازه رنگ شده ی موهایش از زیر روسری به دقت وسواس گونه مرتب شده ی زیر چادرش باز هم به چشم می آید , داره میره خونه ی بخت . دخترم صاحب خانه شده و جهیزیه می خره و خلاصه کنم کلی گرفتاره
بهش زنگیدم و احوالپرسی می کنم .
میگه: این ترمم رو حذف کردم که به کارهایم برسم
میگم: کی تموم میشه حالا ؟
میگه تازه دوسالش رفته کو تا ده سال ؟
میگم : خداییش حوزه درس خوندن هم سخته ها ! صد رحمت به مالک ! چند واحد پاسیدی ؟
میگه : حسابش رو ندارم فکر کنم هزارتا !!
میگم : الهی بگردمت ! این همه سال درس طلبگی می خونی , واحد پاس می کنی که بشی آخوند !! که مردم فحشت بدن ؟ خب دختر خوب ! یه روز بیا اینجا من بهت فحش میدم !!
توضیح 1 : نویده بسیار باجنبه است . هرگز از شوخی دلخور نمیشه.
توضیح 2:مشکل اینجاست که یه وقتهایی حتی از جدی هم دلخور نمیشه !
توضیح 3: رشته اصلی اش آمار بود و بعد از فارغ التحصیلی اش طلبه شد .