مونده حالا

سلام 

همین الان یه چیزی تو وبلاگ یک دوست خواندم که باعث شد این پست رو بنویسم،  از طرفی چند روز دیگر من و رضا وارد دهمین سال آشنایی مون میشیم، دیدم لازم است که یک چیزهایی بنویسم.

نه سال کم نیست، واسه همین است وقتی کسی ازمون می پرسه چند وقته همدیگر رو می شناسید میگیم همقد عمر خر خان! اصلا انگار یه عمر است که آشنا هستیم، خب من عادت ندارم ریز مشکلاتم رو بنویسم، وارد مسائل زناشویی که اصلا نمیشم، راستش اینقدر شهامت ندارم که تابوها رو بشکنم و صریح بنویسم، خودتون تا ته قضیه رو بخونید لطفا!

اگه کسی رمز دوام ازدواجم رو بپرسه، هزارتا دلیل هست، هماهنگی شخصیت ها و اهدافمون، گذشته ی شبیه، گذشت متقابل و ... ولی راستش دلیل عمده ی این کنار هم بودن و کنار هم موندن رضایت جنسی است، اشتباه نکنید نمیگم نیاز جنسی، میگم رضایت جنسی، اینکه شما چون گرسنه هستید غذا بخورید با اینکه چون لذت می برید غذا بخورید خیلی فرق می کنه، نیاز به غذا با تکه نان خشکی هم برطرف میشه!

عمده مشکلات زناشویی در کشور ما متاسفانه مسائل جنسی است، دلیل اصلی این موضوع هم عدم آموزش کامل و کافی است. یادمه وقتی برای انجام آزمایش خون واسه ازدواج رفته بودیم گفتند یک ساعت کلاس آموزشی و مشاوره هم دارید، خانم ها و  آقایان رو جدا کردند و هر گروه رو به اتاقهای مجزا فرستادند، یک ساعت که نه، نیم ساعت بود، آموزش چهره به چهره هم که نه یه فیلم کوتاه بود، خبری از مشاوره و سئوال و پاسخ نبود، راستش من به شخصه تو زندگی نوزده بیست ساله ی اون موقعم ، اولین باری بود که آموزش می دیدم در مورد این مسئله،  یادمه هزارتا علامت سؤال بالای سرم بود!

خب سئوالاتی داشتم که از رضا نمی تونستم بپرسم، هنوز نامزد بودیم، به سختی عادت کرده بودیم دست های دیگری رو لمس کنیم حتی  از مامانم هم نمی تونستم بپرسم، علی رغم همه ی دوستی و صمیمیتی که بینمون بود و هست، همیشه پرده ای از حجب و حیا بینمون بود و هست، از خاله ها و مادربزرگم هم به خاطر رفتار نامناسبشون در دوران بلوغم متاسفانه هیچ خاطره ی مثبتی نداشتم، اولین دوستی بودم بین بچه ها که ازدواج می کردم، علاوه بر اینها اهل دیدن فیلم های پورنو هم نبودم و نیستم که اگر بودم هم این رقم فیلم ها آموزش های غیر واقعی و گمراه کننده ای دارند.

خب! تصور کنید! این پگاه نوزده ساله ی چشم و گوش بسته بدون اینکه منبع اطلاعاتی داشته باشه، مرجع رسمی داشته باشه باید چکار کنه؟!

رو آوردم به کتاب خواندن، اصولا من جز کتاب و مطالعه راهی برای آموختن بلد نبودم و نیستم، همین الآن هم دارم بچه ام رو از رو کتاب بزرگ میکنم! باری...

کتاب های مجاز و چاپ شده هیچ آموزش صریح و روشنی نمی دهند، حداقل بین اون هفت هشت تا کتابی که تو اون دوران من خریداری کردم و خوندم چیزی پیدا نمیشد.

گاهی که فکرش رو میکنم می بینم رضا مرد صبور و باشعوری بود، خوش شانس بودیم که جسم هامون با هم هماهنگ شد، من شرمنده ام ولی باید بگم حتی به آناتومی بدن خودم هم درست واقف نبودم چه برسه به مسائل دیگه!

فقط اینها و از طرف من نبود، شاید رضا تو مسائل خصوصی آگاه تر و توانمند تر از من بود، که فکر میکنم همه ی مردها باید چنین باشند چون بین پسرهای مدرسه ای خیلی حرفها نقل و نبات است، برای پسران ایرانی خبری از اون همه ملاحظات اجتماعی و اخلاقی جامعه سنتی نیست، حداقل به راحتی از کودکی در مورد دستگاه تناسلی شون صحبت میشه! بگذریم... با این وجود من در مورد مسائل مختلف با رضا مشکل داشتم که اگر به اصطلاح پررو و دریده نبودم و خواسته هایم رو عنوان نمی کردم، قطعا خیلی زود جدا می شدیم!

همه ی خواسته ی زن از رابطه اش با مرد صرفاً رضایت جنسی هم نیست! ما زن ها دوست داریم ازمون تعریف بشه، دوست داریم زحمتی که برای خانواده مون می کشیم به چشم بیاد، دوست داریم ازمون قدردانی بشه و بیشتر از همه ی اینها دوست داریم بدون اینکه به زبان بیاریم ازمون قدردانی و تعریف بشه، ولی مردها چون از اساس تا چیزی رو نخواهند به زبان هم نمیارن، واسشون قابل درک نیست که کسی چیزی رو بخواهد و نگه، یا چیزی رو که نمی گه بخواهد!

واسه من هم مثل هر زن دیگه ای سخت بود که به رضا بگم توقع دارم واسه تولدم گل بخره، قبل از هر کاری نوازشم کنه، یادش باشه سالگرد آشنایی مون کی هست، قبل از بیرون رفتن گونه ام رو ببوسه، گاهی برایم جمله ی زیبایی یا شعری بنویسه، از هیکل و قیافه ام صادقانه تعریف کنه، وقتی از آرایشگاه برمی گردم متوجه تغییراتم بشه ، وقتی از دست اقوامش دلخورم به درددلم گوش کنه و فقط گوش کنه، از کوره درنره، قضاوت نکنه، راهکار نده، وقتی غذای جدیدی می پزم متوجه بشه چقدر برایم مهم است که علاوه بر صادقانه نظر دادن کمی به عشق پشت این تنوع فکر کنه و خیلی چیزهای دیگه. 

ولی چون زندگی ام و رضا و خودم رو دوست داشتم گفتم، هنوز هم میگم، از گفتن دست بر نمی دارم، خسته نمیشم، دستور نمیدم، خواهش نمی کنم،  حق خودم می دونم و میگم، اگر رضا هم بگه که میگه حقش می دونم، ناراحت نمیشم، گوش می دهم و مادامی که دستوری و اجباری نباشه و خارج از عرف و منطق و توانم نباشه عمل می کنم، فکر نمی کنیم طرف پررو میشه، عادت میکنه و به چشمش نمیاد، متوقع تر میشه، زبونش سرمون دراز میشه و ... ما از اولش هم این حرف ها و سنت های غلط و آموزش های نادرست رو دور ریخته بودیم.

پ . ن 1 : خانم ها! وقتی خودمون در مورد خواسته هامون درگیر رودربایستی و شرم بی دلیل هستیم، پسر مردم از همه جا بی خبر از کجا بدونه یه زن چی می خواد؟!

پ . ن 2 : لطفا یاد بگیریم و به فرزندانمان هم یاد بدیم، مسائل جنسی جزئی از زندگی است، همه اش نیست ولی جزء زندگی است، واسه زندگی کردن مهارت لازم است، مهارت در سایه ی آموزش و تجربه حاصل میشه، صبور باشیم تا لذت در کنار هم بودن رو بچشیم.

پ . ن 3 : خانم ها! دنیا به آخر نمی رسه اگر گاهی شما پیش قدم بشید.

پ . ن 4 : آقایان! این همسر شماست نه کنیزتون، نه برده ی جنسی تون، یه کم ملایم باشید، احساس به خرج بدید، همسر شما هم حق داره، این جسمش است نه وسیله ی ارضای شما.

پ . ن 5 : الآن یادم افتاد! اگر زیر سن قانونی هستید خودتون این پست رو نخونید!

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیره

دوم!

نیره

اگه یه دختر ردباره این چیزا بخواد حرف بزنه فکر میکنن هرزه ست و لابد با کسی بوده قبلا و... به خاطر همین معمولا سکوت میکنند و بعدش چه فجایعی که پیش نمیاد ضمن اینکه ممکنه تصوری که یه نفر از خودش داره با حقیقت وجودیش فرق داشته باشه!!! کلا اوضاع قاراشمیشیه.

بولوت

مورد +18 ننوشتی که سن قانونی باید داشت واسه خوندن!

آخه ، خانوم بولوت همه مثه شما که روشنفکر!!! نیستن:)

نیره

خوب کردی از کسی نپرسیدی. کلا سوال کردن از افراد غیر متخصص مثل خاله و عمه اشتباهه. چون تجریبیاتی که اونا دارن فقط به درد خودشون و شریکشون میخوره و بس. هر زوج باید شرایط خودشون رو کشف کنند و خودشون رو باهاش وفق بدن.

بولوت

چه جالب! ملت پست رو ول کردن گیر کامنتان! [نیشخند]

بولوت

و اینجا http://www.nowaroos.com/Thread-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%B2%D9%81%D8%A7%D9%81-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84--8393?page=89 البته نمیدونم برای کسایی که عضو نیستن باز میشه این صفحه ها یا نه! اکثریت جامعه هنوز اندر خم یک کوچه اند! تو آدرس دوم چند وقت پیش یکی نوشته بود دو ساله ازدواج کردیم من ارضا نشدم! فقط فکر کن! دو سال رابطه جنسی باشه و آدم ارضا نشه! پس اینا چی کار میکنن واقعن؟ یا یکی نوشته همسرم ناراحت میشه من با دخول ارضا نمیشم! طرف فکر میکنه مشکل داره! یعنی هنوز خیلی ها نمیدونن درصد قابل ملاحظه ای از خانوم ها با دخول تنها ارضا نمیشن! کلن صحبت این مسائل که بشه، خیلی وقتا خود طرف هم بلد نیست که بخواد چیزی یاد شوهرش بده!

مامان آوینا

سلام پگاه جونم خیلی وقته خواننده خاموشت بودم نمی دونم چرا یهو دلم خواست بهت بگم: دوستت دارم وقتی یه موقعهایی به خاطر مشغله زیاد نمی رسم بهت سر بزنم دلم برات تنگ می شه ......... خیلی زیاد مواظب خودت و گل دخترت باش همیشه شاد و خوشبخت باشی

نیره

یه زمانی بعد 40 50 سال از ازدواج میپزسیدن علت دوام ازدواجتون چی بوده. الان بعد 4=5 سال باید یان سوال رو پرسید

نیره

استاد تنظیم خانواده ما اطلاعات خوبی بهمون داد. البته فقط در مورد آناتومی و بارداری و....صحبت کرد ولی بهتر از استادای دیگه بود. بقیه فقط در مورد جمعیت و...حرف میزدن!