همه جای دنیا هستند

سلام 

دایی جان دو تا خاطره تعریف کرد که فهمیدم این قسم زنان همه جای دنیا هستند، همین زنهایی که ظلم پذیرند و اسمش رو میگذارند عشق، همین زنهایی که احساس حقارت دارند و اسمش رو می گذارند فداکاری!

حالا دو تا خاطره اش رو واسه شما هم میگم، دایی تعریف میکرد با خانمی قرار کاری داشته و ناهار رو با هم صرف کردن، زن شباهت عجیبی به نیکی کریمی داشته، همین مسئله باعث شده در مورد نژاد و کشور محل تولدش کنجکاوی کنه، زن از سیک های هند بوده که زمانی که هند مستعمره پرتغال بوده، مادر بزرگ هندی تبار و پدربزرگ پرتغالی اش ازدواج کرده بودند، مادر بزرگش حاصل ازدواج یک هندی و چینی بوده، پدر بزرگش حاصل ازدواج یک پرتغالی و اسپانیایی که رگه هایی از نژاد ژرمن رو هم تو دی ان ای اش داشته!!*

بعد از رستوران سمت پارکینگ رفتند، دایی اون روز ماشین نداشته و از اون خانم تحصیلکرده که در رشته تحصیلی و شغلش تبحر و تخصص داشته خواهش می کند تا یک جایی برساندش که ناگهان شبه نیکی کریمی سوئیچ رو بهش میده، دایی متحیر میشه و می پرسد چرا؟ زن پاسخ میدهد: وقتی که مرد هست زن رانندگی نمی کند که!

تجسم کنید وسط یه کشور جهان اولی توسعه یافته ی دموکرات پیشرفته، چقدر شنیدن این جمله از سوی زنی به غایت زیبا، باهوش، تحصیلکرده و موفق، دور از ذهن است!

خاطره ی دوم از زنی است اوکراینی، زیبا، بلوند، قد بلند، با موهای فر، تحصیلکرده با موقعیت شغلی و درآمد عالی، زن در همسایگی دایی همراه با دوست پسر قد کوتاه، زشت و بیکارش زندگی می کرده زمانی، تمام روز کار می کرده در حالی که دوست پسرش تو خونه پای تلویزیون لم می داده، تمام قبض ها رو زن پرداخت می کرده، کرایه خونه رو زن می داده، و البته شب ها هم بعد از خریدن مایحتاج خونه شام درست می کرده، لباسها رو می شسته و پوست های تخمه رو از زیر پای دوست پسرش جمع می کرده! آخر ماه هم مازاد درآمدش رو برای پدرش به اوکراین می فرستاده!

تصور کنید در فرهنگی که زن و مرد رو برابر می دونه، حتی در عمل زن رو به مرد برتری می دهد، دیدن چنین زنی رقت انگیز است! 

* جیگر نیکی کریمی خودمونو که با پدر و مادر ایرانی اینقدر زیباست،  اصلا وطنم ... پاره ی تنم!

توضیح : نیکی کریمی جان، هنرپیشه محبوب من است هم ظاهرش رو دوست دارم هم صداش رو هم بازی اش رو.

پ . ن 1: دندان نهم در آمد،

پ . ن 2 : واقعا چطور آب هدر می دهیم وقتی زمستان امسال به تابستان شبیه است؟ اصلا بخاری ها، رادیاتورها، شومینه ها و هر وسیله ی گرمایشی دیگه رو خاموش کنید، پنجره ها رو باز کنید تا هوای تازه ی بهاری که نه، هوای آلوده ی تابستانی رو استشمام کنید!

پ . ن 3 : پانیسا دیگه حرف نمیزنه! همه چیز رو با اشاره درخواست میکنه، قبلا می گفت اونو...اده! الان فقط با انگشت اشاره می کند، قبلا می گفت مامان... ایا (بیا ) الآن انگشت های دستش رو باز و بسته می کنه که یعنی بیا! قبلا همزمان تکان دادن دست می گفت بای بای الآن فقط دست تکون می دهد، بهش میگم هاپو چی میگه؟ سرش رو بالا و پایین میکنه یعنی هاپ هاپ! قبلا ازش چیزی می پرسیدم می گفت نه و بده(بله ) الآن سرش رو بالا می بره یعنی نه و میاره پایین یعنی بله! کسی بهش چیزی می دهد، گردنش رو خم میکنه که یعنی مرسی!

خلاصه به مقامی از کشف و کرامت رسیده که بی نیاز از گفتگو است، داریم کار می کنیم با هم با نگاه حرف بزنیم ! مثلا چشم هایش رو گشاد کنه که یعنی راضیم ازت!

پ . ن 4 : به سهیلا میگم بچه های مردم چرا زود می خوابن، چون بچه های مردمن؟!

میگه اوناا رو ول کن، فتوشاپن!

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیره

ای کاش مثل تابستون بود. تابستون حداقل خفه نمیشیم از دود

در دوردست‌ها

فتوشاپ عالی بود. لایک به سهیلا

در دوردست‌ها

زنانِ در دور دست ها رو رها کن. اونا توی حوزه استحفاظی من هستن! :پی

در دوردست‌ها

از رو گوشی نظر میدادم نمیومد. اومدم نشستم پای کامپیوتر. یه دو تا پست هم گذاشتم برای تا آخر این هفته

سعید

زن و مرد با هم برابرند ولی مساوی نیستند حالا جهان اول باشه ، میخواد جهان سوم میخواید شما بگید رقت انگیزه ، میخواید بگید شگفت انگیز ولی این یک حقیقته ، حقیقتی از جنس واقعیت

آفتاب

اگه پانیسا نبود من هم نبودم روم سیاه حقیقته دیگه تلخه گفتم که بگم اون دنیا که اومدن حساب کشی خجالت زده نشم پیشت :دی داره ضبط می کنه یه هو همه رو باهم تحویلت می ده شوکه شی ...

آفتاب

زنها زنانگی دارن ... نیکی کریمی اونا هم خوب شاید خواسته تورش رو پهن کنه دیگه ... خیلی سخت میگیریا :) والا عمیق که نگاه کنی ... نه عمیق نگاه نکن .. چیزای زشت زیاد هست ...

من

پگاه جان اگر با يك گفتاردرمان صحبت كني ميگه كه بچه ها تو اين سن گاهي تنبلي ميكنن واسه صحبت كردن و با اشاره خواسته شون رو ميگن و اينكه شما همراهيش كنيد باعث ميشه ديرتر به حرف بيان و واسه صحبت كردن تلاش كنن . پس همراهيش نكن يني مثلا اگه با اشاره ميگه اونو بده ، وانمود كن متوجه منظورش نميشي و ازش بخاه حرف بزنه ، حتي اگه عصباني شد يا گريه كرد بازم تشويقش كن مثل قبل بجاي اشاره بگه بده ، تا بهش اوني رو كه ميخاد بدي . ببخش اگه فضولي كردم ، بزار پاي تجربه كاريم . [لبخند] براي پانيساي عزيز [ماچ]

من

فك نكني جواب سوالت يادم رفته كه بگم ، اما از اونجاييكه ميخام يه جواب دقيق و مطمئن داده باشم ، ميخام از يكي از همكارا كه اطلاعاتش تو اين زمينه بيشتره بپرسم برات و بعد برات ميگم نتيجه رو . [قلب]

من

فك نكني جواب سوالت يادم رفته كه بگم ، اما از اونجاييكه ميخام يه جواب دقيق و مطمئن داده باشم ، ميخام از يكي از همكارا كه اطلاعاتش تو اين زمينه بيشتره بپرسم برات و بعد برات ميگم نتيجه رو . [قلب]