ماجراهای من و دندونم!

سلام 

این پست رو از مشهد می گذارم، گفتم که مدیون اینترنت نشم، خر هست ولی نه خیلی!

 بعد از این که دندون شش سمت چپ فک بالا رو کشیدم، دو هفته التهاب و ورم داشت که خب طبیعی است، یکی دو هفته بعد احساس می کردم دارم مثل فیل عاج در میارم! یعنی جایی خارج از ردیف دندانهام، احساس دندان درآوردن داشتم!

الآن حدود ده رو

زی هست یه شی سفید و سفت از بالای لثه ام زده بیرون! اول فکر کردم عفونتی، التهابی چیزی است،  الآن دیگه مطمئنم یا دارم عاج در میارم، یا استخوان فکم زده بیرون! من که گفتم دکتر عادی نبود، دندونم هم مثل بچه ی آدم در نیومد، من کلا با دست دکتر از رو یونیت بلند میشدم، ریشه نبود که لامذهب! دکتره هم بی اعصاب بد دهن، بعد از ده روز درد و خونریزی و شش تا بخیه ، آخرش هم زد فک بالام رو آورد پایین، تازه معلوم نیست بشه رو این شاهکار ایشان ایمپلنت کرد یا نه؟! برگردم تهران باید برم خدمت دکتره احوال اقوام و امواتش رو حضوری بپرسم گویا!

 

 پ . ن : یعنی حرف دارم از این مسافرت زیارتی کوتاه ها! سفرنامه را به زودی خواهم نوشت! 

 

 


/ 6 نظر / 9 بازدید
الهه

درست میشه احتمالا یه قسمت از ریشه مونده هنوز التماس دعا (هرچند مشهدی ام)

َAnise

اووه پ اومدی شهر مآ! واقعا هم وبلاگت حس خوبی ب آدم میده!

در دوردست‌ها

از تصور این که چه بلایی سر خودت و دندونت آورده مور مور م میشه.

خواهر طوفانی

ووی اینو دیگه ندیده بودم والا ! سلام ما رو هم به عمه جانِ دکتر برسونید :دی ;) منتظریم :)

نیره

زیارت قبول

نیره

یعنی دقیقا چیکار کرده با دندونت؟