صنعت بهتره حالا یا کشاورزی؟

سلام 

من سالهاست که زباله های خشک رو جدا میکنم، نون خشک که ابدا تو خونه ی ما وجود ندارد، زباله های خشک شامل پلاستیک و شیشه وکاغذ از زباله های تر جدا میشه و صاف میره تو سطلهای زباله تا مامورین شهرداری جمعشون کنن.

ما یه رفتگر مسن داریم تو محله که شخصا بهش ارادت قلبی دارم، مهربون و مودب است و انصافا برای کارش از جون مایه میذاره، فوق العاده تمیز است، اصلا وقتی کوچه رو جارو می کند انگار پائین کارش رو امضاء کرده اینقدر تفاوت جارو کشیدنش با سایر رفتگرها مشهوده.

علاوه بر اینها خوش قلب است، شما رو نمیدونم ولی من برای خیلی چیزهای ریز و درشت نذر میکنم، سعی هم میکنم نذرم محدود به امامزادگان و سادات نباشه، نذر آدمهای معمولی میکنم، مثلا نیت می کنم اگه فلان اتفاق افتاد به فلانی مبلغی کمک کنم، این رفتگر عزیز عموما مورد نذر من است، خیلی هم خوب حاجت میگیرم ازش!

بگذریم...این رو گفتم که بدونید این شخص چقدر برام عزیز است، اصلا جز آدمهای موثر زندگیمه، چند روز که نمی بینمش دلتنگش میشم حتی!

یکی از تلخ ترین صحنه های زندگی من دیدن هدر رفتن است، هدر رفتن هر چیزی، شیر آب باز مونده، غذای دور ریخته شده، چراغ بی دلیل روشن مانده، بچه ی بازحمت بزرگ شده ی معتاد شده و خیلی چیزهای دیگه، وقتی می بینم علی آقا رفتگر عزیز و تمیز و پیر محله مون با جون و دل کوچه رو تمیز میکند و بعدش زباله جمع کن ها به خاطر پیدا کردن پلاستیک و کاغذ تمام سطل زباله ی کوچه رو تو سطح کوچه پخش و پلا می کنن، وقتی شاهد هدر رفتن تلاش این مرد عزیز میشم کامم تلخ میشه. این شد که تصمیم گرفتم این بار زباله ها رو به معنای واقعی کلمه تفکیک کنم و تحویل غرفه های بازیافت بدهم،  حدود یک ماه تا می توانستم زباله جمع کردم!حتی از خونه مادر بطری های دوغ و آب رو آوردم خونه خودمون! خلاصه دو تا گونی همقد خودم شیشه و پلاستیک جمع کردم و بردم تحویل غرفه ی بازیافت محله دادم و به ازایش سیزده هزار ریال معادل هزار و سیصد تومان وجه رایج مملکت دریافت کردم!! حالا دو تا سئوال ذهنم رو مشغول کرده

اول اینکه این افراد زباله جمع کن، شبانه روز چند کیلو آشغال جمع می کنن که از پس مخارجشون بر میان؟ خوشبین باشیم یه عده آدم سالم و صالح و زن و بچه دارند بدبین باشیم عده ای آسمان جل جوهر لق و معتادند، به هر حال هزینه های زندگی بالایی خواهند داشت! 

دوم اینکه من این همه پول حاصل از فروش زباله های خشک رو در کدوم بخش سرمایه گذاری کنم که برای آینده ام خوب باشه؟ صنعت و معدن یا کشاورزی؟!

پ . ن 1: علی آقا و امثالش زیادند،  مردم شریف و زحمتکش که تن به تکدی گری نمیدن، توی هفتاد سالگی هم نون بازوشون رو می خورن و لقمه نون حلال سرسفره زن و بچه شون می برن، یه کم مراعاتشون رو بکنیم، نمی میریم اگه ته سیگار، لیوان یک بار مصرف، کاغذ رسید عابر بانک،  آدامس جویده شده یا هر چیز دیگری را روی زمین نندازیم، نذاریم کمر یه آدم به خاطر بی مبالاتی ما خم بشه.

پ . ن 2: خدایا به من ربط نداره ولی واقعا بعضی ها رو چرا خلق کردی؟!

پ . ن 3 : شنیدم در بلاد کفر رفتگری جز مشاغل سخت است و کلی امکانات در اختیار این قسم افراد می دهند، مادرم شاغل یکی از شرکتهای وابسته به شهرداری تهران است، کار چکاپ رفتگران رو به عهده داشتند، یه پیرمرد هفتاد و سه ساله به پزشک التماس می کرده که نارسایی قلبی اش رو گزارش ندهد چون پیمانکار باهاش قرارداد نمی بنده و نه سر عائله اش گرسنه می مونن، پزرمرد اشک می ریخته و پزشک قول داده هزینه ی درمانش رو به عهده بگیره، پیرمرد رو همان روز بستری کردند، نتیجه آزمایش این بوده که باید سریع عمل قلب باز کند، صبح روز بعد پیرمرد پیش از عمل به علت شدت گرفتگی عروق قلبش فوت میکند! نه سر عائله بی سرپرست شدند چون سرپرست نه پول درمان داشت، نه کارفرما در صورت اطلاع از بیماری وی باهاش تمدید قرارداد می کرد، قلب یه مرد از کار افتاد چون اگر درمان می شد، نه سر عائله گرسنه می ماندند... چی بگم؟

پ . ن 4: دندان ده، یازده و دوازده یهو با هم در اومد! دختری الآن صد و نه تا عروسک داره  

پ . ن 5 : حداقل کمکی که به نسل بعد بکنیم این است که جلوی آلوده تر شدن محیط زیست رو بگیریم. میدونم عده ای از جمع کردن زباله های ما نون می خورن، ولی اینها کمکی به پیشگیری از ننابودی محیط زیست نمی کنند برای همین زباله های تفکیک شده ام رو به غرفه های بازیافت تحویل میدم، مهم نیست چقدر ناچیز است ولی می فروشمشون چون میدونم کسی خریداری می کند که بلد است چطور ازش استفاده کند که خیانت در حق زمین نباشد. 

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
در دوردست ها

من دیگه جدا نمیکنم. یعنی فکر نکنم تا سر خونه زندگی خودم نرفتم جدا کنم. در این حد البته جدا میکنیم که خشک ها رو توی یک کیسه جدا بذاریم. ولی آخرش همه میرن توی سطل زباله سر کوچه

در دوردست ها

حفظ زیبایی ها ... حفظ داشته هامون ... یه جو همت میخواد، کمی عشق و حوصله و مهمتر از همه اینها کنار گذاشتن خودخواهی

در دوردست ها

من میگم توی راه و ساختمان سرمایه گذاری کن

بولوت

در بخش آموزش سرمایه گذاری کن. نگه دار، باهاش پول شهریه مدرسه پانیسا رو میدی! [نیشخند]

بولوت

پ . ن 2: اینا ضایعات خلقت بودن. احتمالن یکی از ملائکه شیطونی کرده خواسته منابع هدر نره! به جای دور ریختن، با محصولی که باید به بازار ارائه میشد قاتیشون کرده!

بولوت

پ . ن 3 : جریان تاثر برانگیزیه. ولی خیلی خوب بود که ایشون با توجه به فقر مادیشون انقدر تولید مثل نمیکردن. من خیلی دلم برا این آدما نمیسوزه. دلم برا بچه هایی میسوزه که به خاطر نفهمی اینا وارد گنداب فقر شدن.

بولوت

پ . ن 4: برا در اومدن دندوناش براش عروسک خریدین؟

نیره

منم میدم بازیافت ولی اونجا پول نمیدن. یه قبض میده و من چند تا قبض رو جمع میکنم مایع ظرفشویی میگیرم

نیره

یه بانک قرض الحسنه بزن به ما وام بده![نیشخند]

نیره

نه سر عائله چرا کار نمیکنن؟ 4-5 تاشون هم کار کنن خوبه نگو کار نیست سبزی تو خونه پاک کنن بفروشن و...