سفر نامه

سلام 

وقتی من از یک سفر دو ساعته ی عادی درون شهری یه پست خاطره می نویسم انتظار ندارید که از سفر برون شهری دو روزه چیزی ننویسم؟ 

1. الحق که نور پایتخت ساحلی کشور است، ساحل زیبایی داره.

2. پارک جنگلی نور خوب بود ولی من سی سنگان رو بیشتر می پسندم. 

3. یه روستایی هست به اسم یالبندان واقع در چالوس، تله کابین نمک آبرود از روی روستای مزبور می گذره، عمه زاده های مادرم اهل اونجا هستن، پدرشون اصالتا متعلق به همون منطقه بوده گویا، اون روستا رو بیش از هر جای دیگری در شمال کشور دوست دارم، به جز خاطرات کودکی ام، منطقه ی واقعا چشم نوازی است، اصلا بی دلیل نبوده که تله کابین رو اونجا ساختن دیگه، بهتون توصیه می کنم برید ببینید، فقط فکرش رو که اونجا ملک یا ویلا بخرید از سرتون بیرون کنید، قیمتها ده برابر سایر مناطق شمالی است!

4. در بند 3 تلویحا گفتم عمه زاده های مادرم جمعی خر مایه هستند!

5. بوتیک های نور گرون بودن، همه برند! با این حال دو دست لباس واسه دختری خریدیم و یه مانتو واسه خودم هم قیمت ارزان ترین مغازه های بازار تهران، از خودم راضی ام!

6. بستنی بهارنارنج توصیه می شود.

7. عطر بهار نارنج ها مستمان کرد، چیزی خوشبو تر از این هست یعنی؟ بهترین زمان سفر به شمال اردیبهشت ماه است که بهار نارنج ها بر سر شاخه ها هستند، البته پاییز هم زیباست. 

8. پارک جنگلی نور یا مجموعه ی نمک آبرود، قدم به قدم سطل زباله و سرویس بهداشتی داره، دیگه نندازید گردن خدمات دولتی و توریستی، پوست پرتقال، پوشک بچه، پاکت سیگار و ...، نریزید، تو رو خدا نریزید، حیف طبیعت به این زیبایی نیست؟

9. رفتیم نمک آبرود یه لقمه ناهار بخوریم، چهل دقیقه دور و اطرافمون رو تمیز می کردیم!

10. یه امامزاده توی آمل اول جاده هراز هست به اسم امامزاده هیجده تن! حالا کاری ندارم که هجده نفر از امامزادگان اول جاده هراز چه کار داشتن و بیشترین تعداد امامزادگان در صحرای کربلا بوده که به هجده تن نمی رسیده و ... حداقل درست بنویسید، هیجده تن نه هجده تن!

11. سد کرج واقعا کم آب است، گول برفهای روی دماوند رو نخورید، واسه تابستون آب نمیشن! کم مصرف کنیم.

12.چشمه ی آب پری نور و دیگر هیچ!

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

معمولا تو شمال هست امامزاده هایی که اصالتا فرمانده های اموی یا زمان خلفا باشن جدا؛ بعد هم امامزاده ها همه شون امام زاده که نیستن معمولا کم کمش دو سه نسل با امام مربوطه فاصله دارن

مریمی

رسیدن به خیر بانو ! اساسا ( به لحن نیما افشار ساختمان پزشکان ! ) در مورد امامزاده های تو راهی ... که هیچ ! بگذریم ! در مورد اینکه تو هر جاده یه عالمه هست و نمی دونم چرا هی همه شون تو جاده ها رفت و آمد ... اونم گاهی مناطق دورافتاده ایران ! ... که هیچ ! اونم بگذریم ! و از باب غلط املایی که من همین نزدیکی هاست و دور نیست که خودمو حلق آویز کنم از دست ملتی که به بهانه راحت نویسی و عامیانه نویسی دارن زبان فارسی رو واقعا چیز !!! می کنن ! از اینم که هیچ ... بگذریم ! اومدم با خیال راحت کامنت بگذارم ها ! از این زرافه ترینگ هوشمند نصفه ش پرید ! ( می دونم اولین کلمه جای زرافه ، فیل هستش ولی مجبورم گلم ! ) به هر حال ... امیدوارم همیشه سفرهای خوب خوب و پر نشاط و شاد داشته باشی و بتونی خودتو به یه عالمه سوغاتی دل پذیر دعوت کنی ... و این که خدا به همه ی ما یه عمه ی دیوید کاپرفیلد پولدار عنایت کنه گاهی ما هم ذوق کنیم عمه هاویشام یهو تو حسابمون چند میلیارد بریزه ! که اینم از قرار هیچ ... ! سلامت و شاد و پاینده باشی . ایدون باد !

در دوردست‌ها

یکی اخیرا گفت که تهران هر قدر هم آب کم مصرف کنه شاید به زور پنج درصد کاهش و اینا داشته باشیم. مسئولین اگر میخوان به کم آبی نخوریم نشتی های تاسیسات و لوله کشی ها رو درست باید بکنن. دارم میگم از یکی شنیدم. ندانم حرفش چه قدر سندیت داره. البته، من کلا طرف داره صرفه جویی هستیم. حتی اگر خشک سالی هم نبود به نظر من باید همه چیز رو درست و به اندازه استفاده کرد.

خواهر طوفانی

به آقای رهگذر ، شاید مسخره باشه به نظرتون ولی معمولا وقتی :دی میذارم یاد شما میافتم :)

خواهر طوفانی

من همیشه میگم اردیبهشت ، بهشت سال ِ ! ولی وقتی تو اردیبهشت رفتم تهران و همش منتظر بودم عطر بهار رو استشمام کنم اما همش عطر دود :| بود ، فهمیدم فقط یه شمالی میتونه بگه اردیبهشت بهشت سالِ !

خواهر طوفانی

فصل مورد علاقه ام بهار و ماه مورد علاقه ام اردیبهشت است ! به خاطر بهار نارنج هایش ! من هر جای دنیا که برم ، ازدیبهشت رو دوست دارم اینجا و تو خیابان هاش سر کنم ! وقتی تو خونه نشستی و عطر بهار مستت میکنه ، این یعنی زندگی‌! زندگی تو بهار جریان داره !

خواهر طوفانی

از مسافرت کردن بیزارم ولی همیشه دوست داشتم و دارم سمت چپ ناحیه خزری رو ببینم حتما‌!

نیره

بهار نارنج نیاوردی؟ ما غلط بکنیم فکر خرید زمین تو شمال به ذهن مون برسه

رهگذر

تا زمان امام رضا بخواید حساب کنید که خیلی بودن ولی زمان فشار به سادات رو بخوایم 700 تا 900 میلادی حساب کنیم طبیعیه این همه سادات تو این مدت به جاهای دور افتاده ی ایران سفر کنن که از دست خلفا به دور باشن ولی هر مقبره ای به هر حال یه تاریخی چیزی داره ممکنه ریشه اش از اصل واقعه نباشه و بعد ها مثلا اون جا رو به عنوان قبر سادات جا بزنن ولی در نهایت کنارش مومنین دفن میشن که به تقدس اونجا اضافه میکنن اگه واقعی نباشه خود امام زاده ولی محیطش معنوی طور میمونه ...