سرریز شدن

سلام 

هیچ وقت توی زندگی ام فکر نمی کردم به مرز بیشعوری الآنم برسم!

حتی توی خواب هم نمی دیدم بتونم تو صورت کسی نگاه کنم و بدون سلام رد بشم، فکر نمی کردم به مرزی از جنون برسم که بتونم دست رو کسی بلند کنم، به مرزی از نفهمی برسم که برگه ای رو که مال من نیست پاره کنم، به حدی بی ادب بشم که در گفتگو با غریبه ای فحاشی کنم...

حتی فکر این روزها برام کابوس بود، ولی الان همه ی اینها هستم بدون اینکه بمیرم! 

وقتی سالهای متمادی در برابر نفهمی، بیشعوری و بی ادبی دیگران سکوت و صبر به خرج بدی، یه روزی ، یه جایی خشمت سرریز میشه، بدون اینکه بتونی کنترلش کنی.

الآن فکر میکنم کاش تمام سالهای عمرم مقابل نفهمی دیگران به جای مدارا ، مقابله به مثل می کردم، تا نهایتاً احساس تحقیر، خشم و نفرت تو وجودم نبود.

یه روزی یکی بهم گفت جز معدود آدمهایی هستم که تو شخصیتم گره ای ندارم، عقده ای ندارم، می ترسم از روزی که عقده ای بشم، کی فکرش رو می کرد از یه شخصیت آروم مظلوم به یه شخصیت ستیزه جوی پرخاشگر تبدیل بشم؟

آدم ها عوض میشن، اصلا گاهی عوضی میشن...

/ 3 نظر / 6 بازدید
بولوت

هر عملی را عکس العملی است برابر و مخالف با جهت آن. عکس العمل ها شروع شده.

شقايق

اين قسمت از روحيات من،تو و خيلي از زنان سرزمينم،دير آسيب ميبينه ولي وقتي آسيب ديد با هيچ چيزي ترميم نميشه.اسمش نه عقده ميشه نه گره،اسمش ميشه يه تجربه.كه بدونيم اگه جايي بهمون اجحاف شد ديگه سكوت نكنيم،متين نباشيم و حتي خجالتي. ميدونستي اين حرفا،به حرفاي دل خيلي از ماها شبيهه..[متفکر]

نیره

من تلافی میکنم و به نظرم این بتهرین کاره چون برای خودم احترام قائلم و به دیگران اجازه نمی دم تحقیرم کنن. تحقیرشون رو به خودشون برمیگردونم