جشن تولد پانیسا شما هم دعوتید!

سلام

این تبلیغ تلویزیونی رو دیدید که میگه شما هم به جشن تولد پانیسا دعوتید؟ من ندیدمش، اصلا نمیدونم تبلیغ چی هست! فقط چند نفر از دوستانم بهم گفتند که تبلیغی با این مضمون هست و سربه سرم گذاشتند که خیلی مایه دارم و واسه تولد بچه ام تتبلیغ تلویزیونی دادم و کل مردم ایران رو دعوت کردم و از این حرف ها!

تو پست قبلی گفتم که سرریز شدم، دو سه ماه قبل هم گفتم که حتی به طلاق فکر می کنم، حوصله ندارم قضییه رو باز کنم، حوصله ی نصیحت شنیدن هم ندارم، مشاوره هم نمی خواهم، قضاوتم نکنید، فقط اینقدر بدونید که در حال حاضر هیچ رفت و آمدی با فامیل های رضا ندارم، با باید زندگی می کردیم یا جدا می شدیم، صلاح رو در این دیدیم که زندگی کنیم ولی بی تاثیر دیگران، واسه همین همه رو گذاشتیم کنار.

نمی خواهم بازش کنم ولی احتمالا بعد از رفتن دایی جان از ایران، اقوام خودم رو هم واسه همیشه کنار بگذارم!

راستش الآن که فکر می کنم می بینم تمام روزهای زندگی ام با همین تلخی تنهایی گذشته، غم سنگینی است کنار آدمهایی باشی که حرفت رو نمی فهمند، حرفشون رو نمی فهمی

خلاصه... الآن فقط با جمع محدودی از دوستانم و دوستان رضا معاشرت و رفت و آمد داریم، واین جمع به قدری کم و کوچک است که این روزها نگرانم برای تولد دوسالگی دختری تعداد مهمانهایم به بیست نفر هم نرسد حتی!

حالا این که تعداد کمی برای معاشرت باشند خیلی آزار دهنده نیست، من خیلی هم خوشحال هستم با کسانی معاشرت کنم که کنار همدیگه لذت ببریم و ذره ای به معلوماتون اضافه بشه، کسانی که اگر هم دستگیری خاصی از آدم نمی کنند، حداقل زیر پای آدم رو هم خالی نکنن!

تنها نگرانی من در مورد عکسهای تولد یک سالگی دختری است، بعدها که از من در مورد این همه آدم توی عکسهای تولدش می پرسه، چه جوابی بدم؟

واسه اینکه بچه ام به خلا نخوره، از الآن میگم که جشن تولد پانیسا شما هم دعوتید! 

پ . ن 1 : بی اغراق میگم، جمعی از شما رو بیش از اقوامم دوست دارم. 

پ . ن 2 : اینستاگرام تنبلم کرده! حوصله ی آپلود عکس ندارم!

پ . ن 3 : ادا... ادا... ادا...! ادا نه ادا! اگه گفتید یعنی چی؟  آفرین ! پانیسا است که رضا رو صدا می زنه!

پ . ن 4 : صرفا جهت اعتراض : سهیلا! سه هفته از روزی که پانیسا به عکس تو و آوا اشاره کرد و  گریه کرد، گذشت، بچه دلش براتون تنگ شده، می فهمی؟ دلش تنگ شده، پاشو بیا!

پ . ن 5 : فقط بگم عزیزان مرحمت کنن عروسک نگیرن برای تولد پانیسا، اگر وقت خرید ندارید، شماره حساب بدهم؟!

پ . ن 6 : پانیسا کوزت درون داره! میره از تو بالکن جارو و خاک انداز میاره اتاق رو جارو کنه، لباسهایش رو تا لک میشن می خواهد در بیاره، شیر آب باز می بینه دستش رو می شوره، دستمال بر میدارد میز رو پاک می کنه، تو بازی یک سره سر نی نی هایش رو شامپو میزنه و می شوره، لیف برمیداره نی نی ها، بادکنک ها و بقیه اسباب بازی هایش رو لیف می کشد، مسواکش رو بر میداره دندون های همه ی عروسکهایش رو مسواک می زنه، تا می خواهیم سفره پهن کنیم یا جمع کنیم، بدو بدو میاد کمک، چند شب قبل برامون غذا هم پخته! میوه های خرد شده با آب توی ماهیتابه، بهش نمک هم زد حتی! لذیذ ترین خاله بازی زندگیم بود اون غذای کر و کثیف! 

/ 13 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

سلام عزیز دلم ای جانم تولدش مبارک خاله فداش بشه [بغل][ماچ] من تولد رفتن و هدیه و اینا رو دوست دارم [نیشخند]

مهتاب

پس آدرس اینستاگرام بدید ما بیایم همونجا در خدمتتون عکس ببینیم [خجالت][نیشخند]

بولوت

من خیلی طرفدار روابط فامیلی نیستم. آدمایی که هیچ تناسب و سنخیت فکر و رفتاری با هم ندارم به خاطر چیزی که بهش گفته میشه نسبت مجبورن هم رو تحمل کنن. خیلی وقتام این اجبار باعث میشه طرف شروع اذیت و آزار کنه.

بولوت

به عنوان کسی که یکی از پرتنش ترین فامیل ها رو داره میگم نگران این مورد نباش. بچه ها بزرگ بشن تازه شاکی میشن که چرا با اینا رفت و آمد میکنی یا انقدر بهشون بها میدی؟ بعدم این اختلاف ها دوره ای پیش میان. ما یه دوره ی 5 6 ساله با عمه م قهر بودیم.(دخترای فامیل که شوهر کردن کلن جنگ قبیله ای در گرفت تو فامیلمون.) رفت و آمد نمیکردیم هیچی، جایی هم میدیدم هم رو محل نمیدادیم. الان روابط دوباره شروع شده و کجدار و مریض ادامه داره.

نیره

نگران دختری نباش و زندگی خودت رو بکن اینو بدون مهم ترین ادم زندگی هر فدی اول خودشه بعد همسر بعد بچه بعد خانواده و فامیل خودت رو دوست داشته باش.

نیره

لطفا روزش رو دقیق اعلام کنین خدمت برسیم![نیشخند]

شقايق

چه دنيايي داره ميشه،دنيايي كه خيلي چيزا حتي تصورش هم داره سخت ميشه. اميدوارم آرامش بي انتهايي داشته باشي،هميشه بهترين شنونده هستي برام. قربون پانيسا برم من،دخترمون بس كه مرتب و تميزه.

آفتاب

منم میام تولد :) ادرس بده دیگه

آفتاب

وای حالا چی بپوشم :)

آفتاب

تو نگران اینده عکسی بچه نباش مادر عمرا که پانیسا بپرسه که چرا کسی توی تولدش نیست مساله اینه که هنوز خیلی از ایرانی ها نفهمیدن خانواده هسته ای باید باشه ... خونه ها از هم جدا شده اما هنوز انگشت .... اتفاقا بچه شادتره که با کسی رفت و امد کنید که شما از شادیش شاد میشین نه این که غم به غم ادم اضافه بشه ... زندگیت رو بکن توی زندگی هم انقدر چیزای خوب هست که جایگیزین رفتارهای زشت دیگران بشه که دیگه ازشون کلا می تونی به راحتی دل بکنی