مراسم وداع با حضرت دماغ!

سلام  دماغ جانم!

امیدوارم چاق باشی، دماغ جان من تو رو به وسعت خودت دوست دارم ولی چه کنم که ناچار شدم با  یک دماغ نو تعویضت کنم،می دانم که فکر می کنی چون سربالا نیستی دارم می برمت، نه، نه به جان قوزت! 

من به قربان انحنایت! از من دلخور نشو، تو بهتر بهتر از همه می دانی چه سالها که حملت نکردم، چه روزهای سردی که با شال گردن از سوز و سرما حفظت نکردم ولی تو خودت خوب می دانی سالهای سال است حسرت نوشیدن یک استکان چای کمرباریک بر دلم مانده!

چه عکسهایی که از کجی ات حیف نشد!

من وفادارانه جوشهای بلوغ را از نوکت زدودم، فکر می کنی چرا؟ چون دوستت داشتم و دارم. .. باور کن هنوز هم همان حس روز اول رو بهت دارم، برای من سوراخ های گشادت هیچ  فرقی با سوراخ های تنگ دماغ نویم ندارد، اما این حساسیت امانم را بریده، تا کی آبریزش بینی؟ تا کی عطسه؟ تا کی سینوزیت چرکی؟ مگر من چقدر توان دارم بار پولیپ هم به دوش بکشم؟ تو خودت کم بودی مگر، دیگر پولیپ درآوردنت چه بود؟

قربان قد رشیدت

صاحب ابهتت!

/ 9 نظر / 37 بازدید
نیره

اول

نیره

[قهقهه][قهقهه]

نیره

شدیدا منتظر رویت دماغ نو هستیم

آفتاب

دماغ نو مبارک . منتظرم تولد پانیسا بشه . شیر هردوتون رو با هم بیارم ... من که هیچ وقت با دماغ کهنه ندیدمت پس برای من قیافه ات فرقی نمیکنه ... قبل عمل و بعد عمل نداره :)

آفتاب

این نیره همه اش اول میشه های .. ایشششششششش [افسوس]

نیره

بترکه چشم حسود

آفتاب

چشم ترکیدنی نیست که د:

رهگذر

دماغ هم دماغای قدیم ... دماغای حالا که هی عشوه میان و میخوان سر و صورتشون رو جراحی کنن چین دیگه! اسمایلی نگاه از یه زاویه ی دیگه!

زابیل

فکر کنم با این نامه ای که نوشتی حسابی توجیه شد تازه کلی هم شرمنده شده که چرا این همه مدت تحملش کردی...