اوایل مهربون تر بود یا من بچه بودم؟

سلام 

روز قبل از جراحی

مامانم: حالا خیلی درد می گیره عمل کنی، تحمل داری؟

من : دیگه بکش و خوشگلم کن، از قدیم گفتن! 

مامانم: نمی ترسی؟

من: چرا مثل سگ! 

مامانم: پشیمون نیستی؟

من : دیگه فایده نداره، تا فردا صبح چیزی نمونده، وقت دارم.

مامانم: دکتره که خیلی مطمئن بود درد نداره، حالا تو برو، اگه داغون نشدی و واقعا درد نداشت و خوب شد، منم می روم!

.....

روز قبل از روز قبل از عمل

من: چقدر تو فکرید؟ نگران منید؟

مامانم: نه یه مقاله خوندم دارم به اون فکر می کنم. 

من : راجع به چی؟

مامانم : وراثت و ژنتیک. 

من : خب ...

مامانم: هیچی ، نوشته بود قد از پدر ارث می رسد وزن از مادر، پس واسه همینه تو اینطوری شدی، حالا خدا رو شکر در مورد پیمان صادق نبوده!!

پ . ن 1 : کاری ندارید من برم سر رله بشینم

پ . ن 2 : واقعا درد نداشتم و ندارم،  کاملا پشیمون هستم چرا زودتر عمل نکردم، چقدر بیخود می ترسیدم.

پ . ن 3 : هر کی شماره و آدرس مطب دکتر رو می خواد بگه، من از عملم راضی بودم، با این که آتل و چسب رو بر نداشتم هنوز ولی همینکه مشکل تنفس و درد ندارم امید بخش است.

پ . ن 4 : دکتر حین عمل : پگاه! فدایی داری، چه خوب همکاری می کنی، خیلی مریض خوبی هستی!

توضیح : نیمه بیهوش بودم، چشم هام رو بستن، حین عمل با دکتر حرف می زدم، هیچ دردی حس نمی کردم ولی وقتی استخوان بینی رو می تراشند ضربه و نیرو وارد شده رو حس می کنی، تجربه ی خوبی بود. 

/ 8 نظر / 29 بازدید
رهگذر

یه دماغه دیگه اینقدر داستان نداره!

رهگذر

سوالی که مطرحه دماغ از کی به ارث میرسه!

رهگذر

2: ترس نداره که ولی تا آدم مجبور نشده کاری رو نمیکنه دیگه! 4: [خنده]

نیره

دوم

نیره

خوبه که پشیمون نیستی خدا رو شکر

زابیل

بسلامتی ان شاالله. امیدوارم ورمش هم بزودی بخوابه و بیشتر خوشحال شی [قلب]

پنجره چوبی

من هم موقع جراحی لثه همین احساس بریده شدن استخوان لثه را حس کردم با این تفاوت که مواد بی حسی استخوان را بی حس نکرده بودند و من بصورت live شاهد آن حماسه بودم البته دیدن خونی که روی عینک خانم دکتر پاشیده میشد هم خیلی هیجان انگیز بود [ابله]