سورپرایز که نه همون غافلگیری !

سلام 

چهاردهم تیر تولدمه، از دو ماه پیش مامانم بهم گفت دلت برای تولدت چی می خواد؟ چی لازم داری؟ خب من خارج از تعارفات اولیه واقعآ چیزی لازم نداشتم و چیزی هم دلم نمی خواست، تا هفته ی گذشته مامان ازم پرسید نظرم در مورد مسافرت چیه؟ خب منم مخالفت کردم چون نمی خواستم به زحمت بندازمش، تا اینجا همه چیز عادی بود ، یه روز مامانم زنگ زد کد ملی من و پانیسا رو خواست، من چون حدس زدم می خواهد بلیط رزرو کنه بهش ندادم، بماند که ازم دلخور شد وومقادیری هم جر و بحث کردیم و... تا دیروز که از محل کارش زنگ زد:

_سلام، چطوری؟ پانیسا خوبه؟ 

_ سلام ، خسته نباشید ، خوبیم، چه خبر؟

_ با خانوم.س حرف زدم، گفتن چهارشنبه قرارمون با بچه های دانشگاه  کنسله، چون خانوم. ت آخر هفته کلا مهمانی دعوته، منم گفتم این هفته که خانوم.ت نمی تونه، هفته ی بعد هم که من مشهدم!!! باشه بعد از ماه رمضان! 

_ جدی؟ هفته ی بعد مشهدید؟!

_ ای واااای! لو دادم، اصلا حواسم نبود قراره سورپرایزت کنم!

من رو با نیشی تا بناگوش باز و آمیزه ای از خشم و خنده تجسم کنید که میگم: کار خودت رو کردی آخر؟!

پ . ن 1 : رضا هم لو داد برنامه اش چیه برای تولدم، گشت و گذار در دلفیناریوم برج میلاد! من عاشق جک و جونورم، پانیسا هم به خودم رفته، دیشب توی پارک با یه سگ ولگرد دوست شدیم، حالا ماجرایش رو بعدا می نویسم.

پ . ن 2 : اگه تولد منه،  اینها کجا میان؟!

پ . ن 3 : حالا میان عیب نداره، بیان، حداقل یه درصدی اش رو بریزن به حسابم! اگه تولد من نبود می خواستند چه کار کنند؟!

پ . ن 4 : دلفیناریوم برج میلاد دلفین نداره هنوز!

پ . ن 5 : دخترم دیروز خونه رو ترکوند، یه عادت بدی پیدا کرده که اشیا و لوازم رو از پنجره پرت می کند تو حیاط و پارکینگ! دیروز نوبت جانماز و ماشین حساب رضا بود! مهر نماز که پودر شد، شانس آوردیم تو سر کسی نخورد! بعد از اینکه همه چیز تموم شد اومدم آروم باهاش حرف بزنم و مثلا "تربیت" اش کنم، بهش میگم: اینکه چیزی رو بندازی پایین کار خویی نیست، اگه بخوره تو سر نی نی ها اوف میشن، گناه دارن، نی نی ها نازن، دیگه نندازی ها، البته من می دونم تو نمی اندازی، کی این کار بد رو کرد؟ چرا این کار رو کرد؟ میگه: آوا!!

دیشب هم عینک باباش رو شکست، بعد رفتیم خونه مادرم، مامان ازش می پرسه: عینک بابا رضا رو کی شکست؟ آخ آخ آخ! 

حالا این بچه تا دیروز هیچی نمی گفت ها نطقش باز شد یهو میگه : ماما شیکست!!!

پ . ن 6 : فداتون بشم، راضی به زحمت نیستم، شماره ی کارت می دهم، تو این گرما اسیر نشید، کارت به کارت کنید، اصلا سخته، اینترنتی پرداخت کنید زبون روزه حالا عابر بانک از کجا پیدا کنید، یادداشت کنید، پنجاه و هشت. ...

/ 6 نظر / 24 بازدید
سهیلا

مبارکه.انشاله به سلامتی تولد 120 سالگی در کنار خانواده.

رضا

سلام سورپرايزش ماندس بالام جان .......

خواهر طوفانی

هوراااااااا تولدتون مباااااارک مامان پگاهی [بغل][بغل][بغل] البته پیشا پیش. باز روز تولدتونم میام سر و صدا راه میندازم :دی چه سورپرایز خوبی !

شقايق

سلام عزيزم تولدت مبارك خانمي چي بهتر از يه سفر و يه گشت و گذار انشاالله هميشه سالم و قبراق باشي فك كنم تو پرتاب ديسك موفق بشه [ماچ][گل]

زابیل

به به خوش بحالت... مشهد... منم دلم مشهد می خواد خیلی. هرچند با بچه رفتن که فکر می کنم دلم دو به شک می شه!

نیره

التماس دعا