شام آخر!

سلام 

همیشه در حین عزاداری ها و برگزاری مراسم ختم و ترحیم، اتفاقات بانمک رخ میدهد، طی هفته گذشته که عزیز رو از دست دادیم، به نشانه اعتراض به حضور خاله و خاله زاده هایی که هفته ی آخر عمر عزیز متعهد شده بودند ازش نگهداری کنند و با بیتعهدی شون موجب فوت عزیز شدند و بدتر از همه حیثیت چندین ساله ی مادربزرگم رو تو محل سکونتش بر باد دادند، از حضور در منزل مادربزرگم خودداری کردیم، فقط برای تشییع جنازه و ختم در مسجد رفتیم و یک هفته ی تمام اشک ریختیم و ... بگذریم، به هر حال از اتفاقات خنده داری که اونجا افتاده بی خبرم ولی یه خاطره ی مضحک شخصی دارم:

روبروی ساختمان ما یه مغازه هست که مایحتاج روزانه رو ازش می خریم، دو تا برادر سی، سی و پنج ساله به اسم کوروش و داریوش مغازه رو اداره می کنن، من هنوز بعد از سه سال که اینجا ساکنم نمی دونم کدوم کوروش است و کدوم داریوش، ظاهرا اصالتا اهل اردبیل هستند و لهجه ی شیرینی هم دارند، روز پنجمی که عزیز فوت کرده بود، داشتیم از خونه ی مادرم برمی گشتیم، تا رضا پارک کنه و وسایل و پانیسا رو از ماشین بیاره، من رفتم تو مغازه که شیر و ماست و پنیر بخرم، خوب اینکه تو ایران یه خانم سرتا پا مشکی پوش باشه خیلی عادی و طبیعی است، یکی از برادرها که نمی دونم کوروش بود یا داریوش، در حال انجام دادن درخواست های من با خوشرویی و لبخند پت و پهن روی صورتش بود که رضا و پانیسا وارد مغازه شدن، وقتی پیراهن مشکی رضا و سارافون قهوه ای تن پانیسا رو دید، بنده ی خدا خنده از روی لبانش محو شد و گفت:

_ خدا بد نده، چرا مشکی پوشیدید؟

_ مادربزرگ خانمم به رحمت خدا رفتن.

_ خانم تسلیت میگم، شرمنده نمی دونستم وگرنه اینطوری نمی خندیدم

_ ممنون

_اشکال نداره آقا شما مشتری مداری کردید 

بعد هم پول خریدها رو حساب کردیم و :

_ ممنون آقا، شب بخیر

_ شب آخرتون باشه! نه! ببخشید! غم آخرتون باشه و شب بخیر!

من و رضا : نیشخند

/ 12 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیره

اول!!

رهگذر

خوبه همچین تفریحاتی داشتن ولی ...

رهگذر

الآن من عمانم؟!؟ کلا یا هو-ایز پرشین بلاگ قاطی داره یا آی‌اس‌پیم خجستست :)

مریم

[خرخون]

مریم

سلام رهگذر چه خبرای خوب؟ می بینی دیگه هیچ کس نیست؟[ناراحت] الان کامنت شما را دیدم حس کردم آشنا دیدم....[پلک]

رهگذر

[نیشخند] رهگذر هستم و یک نعمت [عینک]

خواهر طوفانی

همیشه اینجور وقت ها یه چیزی پیش میاد که آدم رو بخندونه ... اینم جالب بود :دی