من و دندان شش سمت چپ فک بالا

سلام 

اول از دندون عقلم شروع شد، همون فک بالا سمت چپ، دوم دبیرستان بودم، کج در اومده بود به دندون شش و هفت فشار می آورد، واسه همین نازنین دندون رو کشیدم، بعد چند وقت داشتم آناناس تازه می خوردم که احساس کردم سنگ اومد زیر دندونم، خداااایا! مگه آناناس هسته داره؟! بعد فهمیدم دندون ششم لب پر شده بدون هیچ گونه دلیل خاصی، صرفا اناناس مذکور سفت تر از توان دندونم بوده، بعد چند سال موقع نخ دندان کشیدن یک تکه دیگر دندون شش شکست، رفتم دکتر مشخص شد پوسیدگی جزئی داره، پر کردم و چند سال دیگه باهاش سر کردم تا چهار سال پیش که باز هم موقع نخ دندون کشیدن یک تکه بزرگترش شکست، و این بار درد هم گرفت، مشخص شد به عصب رسیده، دندون مذکور عصب کشی شد و پر شد، تا عید 93 که نهم فروردین در حال خوردن صبحانه و گاز زدن لقمه نون و پنیر و سبزی دیواره ی دندونم شکست و یک تکه اش از لثه آویزون شد، چون عید بود به دندونپزشکم دسترسی نداشتم اون تکه ی جدا رو پیش یه دکتر دیگه کشیدم، گویا بد کشیدش که بعد بهم گفتن نمیشه روکشش کرد و باید بکشمش و ایمپلنت کنم، تا همین غروب از زیر جراحی در رفتم تا رضا پس گردنمو گرفت و تطمیعم کرد که اگه دختر خوبی باشم و جراحی کنم برام بستنی بخره! منم تسلیم شدم.

عزیزان دلم که شما باشید در این لحظه مثل سگ از کرده ی خویش پشیمان هستم و به خود می پیچم از درد.

پ . ن 1 : به دکتره میگم نمیشه جراحی و ایمپلنت نکنم و همینطور مسالمت امیز کنار نیمه دندانم زندگی کنم؟ میگه دندون خودته، تو صاحابشی! خب دکتر جان، مهندس، معلومه من صاحابشم، دارم می پرسم مشکلی پیش میاد اگه نکشمش؟ آهان! بله عفونت می کنه!

پ . ن 2 : یه دندون سه کاناله با ریشه های سالم و سفید که تو استخوان فک قلاب شده بودن، دندانپزشکه گردن شکسته چهل و پنج دقیقه کلنجار رفت تا کشیدش، جملات زیر رو در حین انجام کار به لب آورد:

لامصب!

آخه مگه یه دندون عصب کشی شده چقدر می تونه سفت باشه، چه سمج هم هست!

لعنتی پررو! من که از ریشه درت میارم!

دندون بد قلق!

اگه اون دندونپزشک بیچاره که این دندون رو اینقدر خوب و تمیز عصب کشی کرده بفهمه کشیدمش، خودشو می کشه!

کشیدمت عوضی!

پ . ن 3 : مردم عفت کلام ندارن ها!

پ . ن 4 : و در آخر تمام صورت من و دندانپزشک و دستیارش و حتی زمین خونی بود، باورتون میشه شش تا بخیه خورد؟! یعنی من سزارین شدم سی تا بخیه خوردم، یه دندون کشیدم شش تا!! 

پ . ن 5 : دکتر جان!  درسته دندون پوسیده بود و باید می کشیدمش، درسته اندازه ی یه دست کامل دندان مصنوعی خرجش کرده بودم تا حالا که حفظش کنم و در آخر هم کشیدمش، درسته دل خوش ازش نداشتم، ولی دندونم بود، می فهمی؟! خوشت میاد یکی به دندون خودت بگه عوضی بدقلق؟!!

پ . ن 6 : یکی در همسایگی مادرم هست که ازدواج سفید کرده، یعنی زوجی که بدون عقد دائم یا موقت کاملا عادی کنار هم زندگی می کنند،  در مورد این مدل ازدواج ها زیاد خونده بودم ولی تا حالا یکیش رو از نزدیک ندیده بودم،  هیچ فرقی با زوج های عادی ندارن!

پ . ن 7 : اگه بقیه ی دندونهام پوسید تقصیر رضاست! تو پست بعدی توضیح می دم. با من و یه جای خوب همراه باشید...

/ 18 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

2: بنده خدا داشته کشتی میگرفته با دندونتون گویا!

رهگذر

4: یه نیم وجب دندون شش تا بخیه آخه؟

رهگذر

اصلاح میکنم یه سر انگشت دندون 6 تا بخیه آخه

رهگذر

5: گفتم که تو حس کشتی بوده فک میکنید اینایی که کشتی میگیرن باهاشون ایرانی ها خوششون میاد بهشون بگن چقر بد بدن!

رهگذر

6: عجب! ازدواج که نیست همخونه این دیگه[لبخند]

رهگذر

7: امتحان داریم ما ولی سعی در همراهی داریم[خرخون]

خواهر طوفانی

خون چرا اومد؟![نگران] نگید اینجاهاشو من اصن تحمل ندارم[نگران]