کودکان آخرالزمان

سلام 

این هفته که رضا نیست روزی دو بار دختری رو می برم پارک که کمتر بهانه ی پدرش رو بگیره، یک بار صبح یک بار هم عصر، مامانم هم طفلی حداقل یک بار بعد از اینکه از سر کار بر می گردد میردش بیرون، با این حال دلتنگ رضا است! لباسهایش رو نشون میده و میگه بابا بعد با دست اشاره می کند که بیا!  خلاصه که خاطرات پارکی ام رو به فزونی است! 

غروب است و چهار پنج نفر دختر سوم، چهارم دبستانی اومدن پارک که بازی کنند یکی یه تبلت دستشون است! یکی از دختر ها به دیگری میگه:

_چرا باهاش چت می کنی؟ این از حرف زدنش مشخص است که آدم خانواده داری نیست!!

تبلت؟! من تا پارسال تبلت نداشتم!چت؟! تا هفده سالگی با کسی چت نکرده بودم!

سر ظهر است و سه تا پسر بچه ی دوم دبستانی لب حوضچه ی پارک بازی می کنن، پانیسا به بازی شون خیره شده و داره سعی می کنه توجهشون رو جلب کنه که باهاش بازی کنند، پسرها کوچکترین نگاه و توجهی بهش ندارن، پانیسا در سکوت موهاش رو بهشون نشون میده، انگشتهاش رو، زخم پاش رو، چشمک می زنه، دندونهاش رو نشون میده، بینی اش رو، گوشش رو و بلوزش رو بالا می زنه تا نافش رو بهشون نشون بده، یکی از پسرها می بینه و با ایما و اشاره دو نفر دیگه رو خبر میکنه، چهارچشمی خیره ی تن عریان دختری میشوند!

یا پیغمبر! دختری رو بغل می کنم و از پارک می آیم بیرون! 

در همسایگی مادرم خانواده ای با شش فرزند زندگی می کنند! دختر یکی مانده به آخرشون اسمش ستاره است، امسال وارد کلاس سوم دبستان میشه، خیلی دوست داره با پانیسا بازی کنه، هر وقت خونه ی مادرم هستیم خبرش می کنیم که بیاید و همبازی دختری بشه.

ساعت شش غروب است، تلویزیون روی کانال کارتون است که ستاره میگه: ای وای! الآن کانال جم سریال برگ ریزان نشون میده، من برم خونمون حتما باید این قسمتش رو ببینم تکلیف فرخنده معلوم میشه، من خیلی این سریال رو دوست دارم!!

پ. ن 1: من دیگه حرفی ندارم!

پ . ن 2: مخالف غرایز طبیعی بشری نیستم، ولی مخالف بزرگ شدن پیش از موعد هستم.

پ. ن 3 : سهیلا حرف خوبی می زنه : ما این همه خودمون رو می کشیم که بچه هامون رو درست تربیت کنیم، دو روز دیگه میرن مدرسه معلوم نیست بغل دستی شون تو چه خانواده ای بزرگ شده!

پ . ن 4 : نمیشه بچه هامون رو تو خونه نگه داریم کلا؟!

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقايق

جاشون سبز الهي گوگولي دل كوچولوش تنگ شده پس ببين پگاهي چه حاليه واي از بچه هاي اين دوره زمونه راحت ادم رو قورت ميدن رفتار و كارايي مي كنن كه انگشت به دهن مي موني چقدر جنس كودكي خودم رو دوست داشتم خيلي عالي بود والا ..به طاها-نوه خاله م- كه يه پسربچه اول دبستانيه،هفته اولِ مدرسه،بغل دستيش گفته بود بيا از مدرسه فرار كنيم!!!!!

رهگذر

خسته نباشید خداییش بچه داری سخته!

رهگذر

تبلت هم شده مثل آتاری زمان ما خیلیا کم کم برای بچه شون میگیرن ...

رهگذر

حالا خوبه به خانواده دار بودن و اینا اهمیت میدن نه که بخوان ناف دختر مردم رو دید بزنن [عصبانی]

رهگذر

وقتی بچه ها مجبورن با خانواده شون یه سری فیلما رو ببینن که مناسب سنشون نیست همین میشه دیگه ...

رهگذر

1: کلا وضع خیلی بده باس مراقب بود! 2: مشکل بزرگ شدن بیش از موعد نیست مشکل دسترسی بچه ها به چیزای بزرگونه هست اونم چیزای اشتباه قدیما مسئولیت پذیری و کمک تو کارای خونه رو یاد بچه ها میدادن تا زود بتونن مستقل شن و برن سر خونه زندگیشون ولی حالا کارای بزرگونه یاد میگیرن و بی فکر عمل میکنن که تا سر عقل بیان 25 سی سالشون شده! 3: اصل اینه که چه دوستی تو مدرسه پیدا کنه باید حواستون به این باشه جاش رو که میشه عوض کرد فک کنم! 4: به هر حال بچه باید درس بخونه مدرک بگیره آدمای مختلف رو ببینه و ازشون خوب و بد رو بفهمه!

شقايق

نه بچه مون تحت تاثير قرار نگرفت و خيلي زود به مامانش انتقال داد اين قضيه رو و ظرف ٤٨ ساعت مدرسه عوض شد[متفکر]

خواهر طوفانی

اگر شما تو خونه خودتون درس بدید که کلی چیز رو یاد نمیگیره نمیتونه فردا روزی در اجتماع بره :)

خواهر طوفانی

چه وحشتناااک :| اونوقت من میگم ماهواره خوب نیست میگن فکرت قدیمیه !!! اصلا قصیه قدیمی جدیدی نیست. اصلا اون فیلم های مسخره در حدی نیست که من با این وقت با ارزش و این فکرم بشینم پاش‌! همیشه حرص میخورم وقتی تو خونه ی اقوام میبینم بچه ها میشینن پای این فیلم ها و با دقت تر از بزرگتر ها دنبالش میکنن !