رازهای مگو!

 سلام 

یک پیجی رو تو اینستاگرام دنبال می کنم که در مورد تجربیات خانم ها از آزار و اذیت های خیابانی است. تعرض ها و تجاوزها و ...

راستش تا قبل از این زیاد توجه نکرده بودم که چند ده بار مورد آزار و اذیت قرار گرفتم. امشب نشستم خاطرات تلخم رو مرور کردم و سرم سوت کشید!

همیشه فکر می کردم کسی کاری به کارم نداشته اما الآن که آگاهانه تر نگاه می کنم می بینم یک اتفاق دائمی در زندگی روزمره ام بوده و همیشه سعی به نادیده گرفتن و سکوت در موردش داشتم.

اولین باری که مورد آزار قرار گرفتم به وضوح یادم میاد. چهارم دبستان بودم با قد و قواره درشت تر از سنم. کنار مادرم تو پیاده رو خیابون ولیعصر پشت ویترین مغازه ای محو تماشا و انتخاب بودیم. دو پسر حدود بیست ساله از کنارمان رد شدند و بدنم رو لمس کردن. اینقدر این حادثه برایم دور از ذهن و باور نکردنی و ناآشنا بود که با تحیر و دهن باز به سمتش برگشتم . پسره چشمکی زد و تو هوا بوسه ای برایم فرستاد. من در حالی که دستم تو دست مامانم بود و تا گوش هام سرخ شده بوده از خشم و ترس و خجالت، حتی نتونستم یک کلمه در موردش به مامانم بگم!

بعد از اون بارها و بارها تو اتوبوس و پیاده رو و تاکسی و ... اتفاقات مشابهش تکرار شد. به جز تعداد محدودی نتونستم دهنم رو باز کنم و سر مزاحم فریاد بزنم. نتونستم از خودم دفاع کنم. نمی دونم چرا؟ شاید چون در موردش آموزش ندیده بودم. شاید چون هر باری هم که شهامت به خرج دادم و فریاد زدم یک زن یا یک مرد بود که لب بگزد و نگاه "خجالت بکش دختر" ای بهم بندازه‌ و من هم که همیشه دختر خوب و حرف گوش کن و سر به راهی بودم : خجالت کشیدم!

بعدها به تجربه یاد گرفتم زبان بدنم باید بی پروا و تهاجمی باشه تا کسی کاری بهم نداشته باشه. به اصطلاح باید بی حیا باشم تا در امان بمونم!

و اینکه دخترهای خوب و سربه راه و ساکت بیشتر قربانی دست درازی های آدم های مریض میشن. به همین خاطر به دخترم یاد دادم هر وقت، هر کجا، هر کسی، آزارش داد، هر آزاری، بی پروا فریاد بزنه و بهش هشدار بده : این کار رو نکن. 

هیچ وقت صدای بچه ها رو خفه نکنید‌. هیچ وقت از هیچ نق نق و گریه و ... بچه ها بی تفاوت نگذرید. اگه بچه تون پر سر و صداست خوشحال هم باشید

بچه های مظلوم و ساکت حداقل آسیبی که می بینند در خود فرورفتن و احساس تنهایی است. 

/ 0 نظر / 45 بازدید